تحلیل ساختمان پردیس تئاترحرفه ای تهران

نام پروژه: پردیس تئاترتهران
موقعیت بنا: تهران،خاوران ، جنب فرهنگسرای جوان
معمار: آرش مظفری
متراژ پروژه: ۳۰۰۰۰ متر مربع
مساحت ساخته شده: ۱۶۰۰۰ متر مربع
سال اجرای پروژه: ۱۳۸۶-۱۳۹۵

 

 

مراحل شکل گیری طرح:

 

پیشنهاد و ارائه برنامه برای تکمیل ساختمان نیمه کاره یک سالن تئاتر و ساختمان های پراکنده که قرار بود جایی را به عنوان یک مجموعه تجربی برای اهالی تئاتر با امکانات معمول مهیا نماید. پروژه از نظر کارفرما می بایست ساده و بدون تزئینات و ارزان ساخته می شد.
آنچه در مواجهه با وضع موجود سایت مشاهده شد، شامل یک سوله عظیم به عنوان سالن تئاتر و مجموعه ای از سوله های کوچک تر بود که نیمه ساخته به مدت یک دهه بدون محافظت در برابر شرایط جوی رها شده بودند و به صورت نیمه مخروبه دچار آسیب های جدی شده بود و امکان ارایه نظری را برای درک فضا و وضعیت فنی آن به صورت کامل نمی داد. بنابراین تنها نظری که می شد داد، حذف اضافات و ساخته های نادرست تدریجی جهت اِمکان تحلیل سازه هایی بود که بواسطه آن برداشت های ابعادی و اندازه فضا نیز میسر شود.
-سایت برای تیم به صورت مجموعه ساختمانهای سوله شکلی درآمد که در امتداد هم یا پراکنده به دور هم چیده شده بودند. درست مانند جعبه های ریز و درشت که حالا می بایست برنامه فضایی را در آنها چید. موضوع چیدمان و سادگی جعبه ها چیزی بود که از ابتدا بسیار مورد توجه قرار گرفت و هدف اصلی طرح فضاها از کل به جزء قرار گرفت. از آنجا که مشخص بود ساختمان قبلی بلافاصله پس از گودبرداری سایت و محوطه در گودی قرار می گرفت. به همین جهت لازم بود به صورت تدریجی محوطه بالاتر به اطراف ساختمان متصل شود. پس این امکان در فرض اولیه بوجود آمد که ساختمان ها و ترکیب آنها با ناظری روبرو می شوند که کل آن را مانند شئ عظیمی در برابر خود دارند. ناظری که بواسطه موقعیت توپوگرافی اطراف آن می تواند به اختلاف ارتفاع به عنوان پله و سکوی نشیمن تکیه کند.
-جانمایی یک برنامه شامل سالن اصلی و فضاهای پشت صحنه، کارگاه ها، سالن های تمرینی و تجربی در کنار هم با مقایسه استانداردها و بررسی نمونه های مشابه موجب شد که میزان فضای مورد نیاز و حجم ناشی از آن در وضع موجود مشخص شود. بنابراین در بعضی از نقاط و فضاهای داخلی با کمبود فضا و در بعضی از جاها با رها شدگی فضاها مواجه گردیدیم. به همین علت در بعضی از نقاط لازم بود هسته ها در فضایی جدید قرار بگیرند و چیدمان آن ها موجب تولید فضاهای خالی در اطرافشان می گردید که می بایست به عنوان فضاهای مکمل و جانبی برایشان برنامه ایجاد کرد.
-ایده بر مبنای قرارگیری و چیده شدن بود. آنچه که خود سایت به ما می داد و آنچه برنامه بوجود می آورد و آنچه که بنظر ما بهترین دیاگرام را ایجاد کرده بود، برای حفظ این دیاگرام تا انتهای پروژه و ساخت آن همه طرح ها و جزئیات بیرونی و داخلی می بایست از آن تبعیت می کرد.

چیدمان و دکور

-با توجه به خواسته های کارفرما، پتانسیل های فیزیکی سایت، استانداردها و بعضی از خصوصیات پیشینه ای محیط و آنچه بر آن گذشته بود، ایده پروژه بر مبنای قرار گیری و چیدن و چیده شدن جعبه های عملکردی مورد نیاز یا موجود در کنار هم، روی هم و یا داخل هم تا رفع نیاز و درک مقیاس قرار گرفت.
-چنانکه پیشتر توضیح داده شد از این حیث برای طراحان تفاوتی بین پوسته بیرونی و شیء درونی وجود نداشت و همگی در امتداد بیرونی و درونی هم قرار گرفته و می گیرند و پس این ایده به عنوان کانسپت اصلی پروژه در تولید دیاگرام های اولیه و نقشه ها و جزئیات معماری کلی و داخلی قرار گرفت.
-این جعبه ها و چیدمان آن ها چنانکه توضیح داده شد در کنار هم، زیر و روی هم و نیز داخل هم وجود داشت و یا در نظر گرفته شد و با تمام این همجواری و تداخل ها به لحاظ عملکردی از هم جدا، اما مکمل یا متمم یکدیگر بودند. به همین جهت در بسط ایده این تمایز به صورت ترکیبات رنگی گسترش یافت و این ترکیبات رنگی از پوسته های بیرونی به درون فضاها امتداد یافت.
-ترکیبات رنگی یا ترکیبات مصالحی یا ترکیبات بافتی یا ترکیب همه آنها می تواند موجب تمایز احجام ، تفکیک برنامه ها ، تناسبات و ارائه و بسط ایده طرح شود. این جعبه ها جهت هماهنگی ترجیحاً در ترکیب یکسان متریالی قرار گرفتند که با رنگبندی متفاوت از یکدیگر جدا می شدند و بنابراین با توجه به وضعیت فعال سازه ای سوله ها می بایست از مصالح سبک و قابل نصب استفاده می شد.
-پوسته ها و اشیاء درون حجمی نیز به همین صورت در کنتراست یا همگونی با پوشش بیرونی تنظیم شدند. مثلا در جایی ترکیب رنگی و مصالحی داخل تداعی کننده امتداد بافت بیرونی حجم است و در جای دیگر در تضاد کامل برای تحریک شبکیه ناظر و کشیدگی دینامیک با ایجاد سیرکولاسیون بصری برای استفاده کنندگان و ناظرین می باشد. این ترکیبات رنگی درون و بیرون به صورت رفت و برگشت و متقابل بوده است و نه تاثیر صرف درون از بیرون یا بالعکس.

درون – بیرون

 

-برنامه پروژه در سه بخش قابل تفکیک است: دسته اول شامل سالن تئاتر اصلی با ظرفیت ١٠٠٠ نفر و امکانات فنی و پیشتیبانی آن. دسته دوم شامل سالن های کوچک تئاترهای تجربی که در سوله های کوچک تر و جدا از سالن اصلی دور هم چیده شده اند و دسته سوم فضاهای مربوط به مردم ، مراجعه کنندگان، ناظران و عابران است که به بیرون و درون ساختمان ها گسترده شده اند. برای چیدن این عملکردها در وضع موجود، لازم به قرار دادن بعضی از فضاهای مکمل مخصوصا به صورت پیش فضاها بود که از همین خاصیت ساختمان های موجود و ترکیب شکلی آنها استفاده شد.
-دسته اول یعنی همان مجموعه سالن اصلی، از سه جعبه مکمل بوجود آمده است. در این مجموعه جعبه های مکمل مهم ترین بخش سالن اصل تئاتر هستند که بواسطه استانداردهای ابعادی، شیب و شکل به صورت یک توده معلق در حجم اصلی قرار می گیرند. این تعلیق و این حجم، مانند توده ای انرژی است و هسته اصلی کل اثر را تشکیل می دهد که مانند یک شیء رنگین به نمایش گذاشته می شود و برای نمایش آن و فضای درون، پوسته ها شفاف می شوند و اینجا اثر معماری درون به فضای بیرون منتقل می شود. جعبه های دیگر، فضاهای پشتیبانی، صحنه و خدماتی هستند که مربوط به آماده سازی بازیگران اند و مطابق با فعالیت های نمایشی شکل می گیرند و تغییر می کنند. معماری درونی این فضاها تابع استاندارد های مربوط به فعالیت های نمایشی و مصالح مناسب برای آکوستیک کردن آن بوده و باید ساده و با رنگ بندی های مناسب و هماهنگ باشد.
-در مجموعه سالن های کوچک ایده بر مبنای فضایی راحت و در دسترس و بدون تشریفات ویژه ای برای تئاتر های تجربی و دانشجویی یا آلترناتیو در نظر گرفته شد. این جعبه ها مانند جعبه های سیاه در درون و با کنتراست با رنگ گرم پوشش بیرونی طراحی شده اند این موضوع به دلیل تفکیک مجموعه از بخش اصلی ولی در امتداد و هماهنگی با آن تصور شده است.
-در بخش متصل به فضاهای در دسترس و عمومی تر دو بخش عمده وجود دارد که شامل محوطه و لابی اصلی است. ایده ای کهدر مجموعه متمم سالن اصلی، لابی اصلی ورودی و جعبه های متمم ورودی و بوفه به نتیجه رسید یک فضای شفاف، روشن، شارپ با نور زیاد و دعوت کنندگی بی پیرایه برای مردم بود. از آنجا که فضا و مقیاس آن بسیار بزرگتر از نیاز و تناسبات انسانی بود با قرار دادن دو بخش تحقیقی و تصویری در نیم طبقه ها، برنامه، یک لابی ساده را به یک فضای دینامیک هدایت کرد. سایر اشیاء ، فضاها ، کف ها و مبلمان به صورت عناصری موزه ای شکل در فضا چیده می شوند. از این رو فضای داخلی به سمت اشیاء ویژه نظیر مبلمان با طرح ها و رنگ هایی با کنتراست با فضا کلی جهت پیدا می کند یا مثلا مانند پله ها برای ایجاد حس تمایز و تشدید حس قرارگیری و جلب نظر و توجه نرم و دوار طراحی می شوند. سایر جعبه های الحاقی درونی و مجاور، در کنتراست با این روشنی در فضا قرار می گیرند. جعبه هایی مانند اتاق های تاسیسات، بوفه، ورودی، اطلاعات یا سکوها.
-در طراحی، ایده بر امکان ایجاد یک مسیر سیال و ممتد بود که هدایت گر استفاده کنندگان از بیرون به درون و مطابق با جهت ساختمان های موجود و قرارگیری فضاها باشد. قرارگیری سازه موجود درگودی منجر به ایجاد سکوهایی پله ای شکل در اطراف و انتهای سایت و مانند آمفی تئاتر روباز یا منظرگاهی مقابل ساختمان ها شد و به همین دلیل کل ساختمان و ترکیب رنگی آن و نمایش ترکیبات رنگی هسته سالن و لابی مانند صحنه یک سن تئاتر رفتار می کند. محوطه بیرونی به عنوان فضای نمایشی، مکمل فضاهای نمایشی داخل است و ایده نمایش های روباز مدرن و سنتی مانند تعزیه را فراهم می سازد. ذکر این موضوع از این جهت بود که بر این مبنا چنین فعالیت هایی از آن نظر جذاب به نظر می آید که پلت فرم ها یا سن های کوچک با متریال مشابه، سن های حرفه ای که معمولا چوبی هستند را در لابی اصلی و در امتداد با ایده بیرون ایجاد می کنند.

 

مردم و تراکم انرژی

 

-این موضوع که مخاطبان این فضاها چه کسانی هستند در شناخت نحوه استفاده از فضا و به همین ترتیب اثرات متقابل فضا بر مردم و بالعکس اهمیت می یابد. این مجموعه سه دسته مخاطب دارد.به عنوان مثال:
“گروه اول مخاطبان عمومی و محلی اند که به طور معمول از فرهنگسرای خاوران نیز استفاده می کنند کهبرای راحتی آنان جهت دسترسی به فضاها، در ساده تر کردن فضاها و بی آلایش جلوه دادن آن تاکید شده است. این دسته مخاطبان که بیشتر شامل جوانان و به خصوص زنان و کودکان اند، گروه مهمی را شامل می شوند که با توجه به شرایط اجتماعی منطقه و بالاتر بودن آمارهای بزه باید بتوانند با احساس راحتی در فضاها با مشارکت و استفاده بی واسطه در محیطی فرهنگی و ویژه به لحاظ عملکردی قرار گیرند.
گروه دوم دانشجویان و اهالی تئاتر های تجربی و مستقل هستند که معمولا از ایده ها و فضاهای پرطمطراق گریزان اند و نیاز به فضاهای ساده و قابل انعطاف برای بسط ایده های خود دارند. سالن های سیاه و امکانات متنوع فنی آن در عین سادگی چنین شرایطی را برای آنها فرآهم می سازد.
گروه سوم مخاطبان تئاتر حرفه ای ، بازیگران حرفه ای و وابستگان به آنها هستند که عموما از طبقات فرهنگی و متوسط شهری اند و تصور می شود که مجموعه در حال ساخت در جشنواره های تئاتر با توجه به امکانات در نظر گرفته شده در مجموعه بسیار مورد اقبال و توجه قرار گیرد. مینیمالیست و تجردگرایی فضاها ضمن کیفیت بالای متریال درونی و بیرونی احجام و فضاها قطعا مورد توجه قرار خواهد گرفت و ضمن اینکه تضاد عمدی از بعضی اشیاء و مبلمان مورد نظر، موضوع پروژه را به سطحی بالاتر از یک برخورد معمول و مصالح گرا سوق خواهد داد.”
-در تمام مراحل طراحی – معماری بیرونی پوسته، فضاها ، معماری داخلی فضاها و ترکیبات رنگی و متریال – تلاش بر ایجاد فضاهای مینیمال و ساده با احجام خالص و ترکیبات ساده بوده است و به جزء اشیاء موزه ای محدود جهت تلطیف فضا و بازی های معمارانه تلاش شده است هارمونی عمومی در بیرون و درون رعایت شود. منظور از اشیاء موزه ای، گرانقیمت بودن یا تاریخی بودن آنها نیست، منظور اشیاء ای است که در کنتراست با محیط، جلب توجه می نماید مانند بعضی از مبلمان ، فرش ها و روشنایی ها و نه تمامی آنها.
تراکم تمامی انرژی که برای حفظ سادگی طرح وجود داشت و تمایل معماری و معماران بر تولید فرم هایی که به لحاظ بصری انرژی زیادی را ایجاد می کنند در درون هسته معلق نمایش یا سالن اصلی در یک لحظه رها و منجمد می شود و پوسته درونی مانند صفحاتی چین خورده محیط درونی حجم را می پوشاند و مخاطب را غافلگیر می سازد. پوسته های چین خورده و سایه روشن هایی که تصویری پرابهام می سازند و می توانند چشم ها را به بازی گرفته و به خطا بیاندازند یا به کشف وادارند. تلاشی که با رعایت کدها و استانداردهای مورد نظر طراحان آکوستیکی بدقت انجام پذیرفت.